مثل یک سیم گیتار
زیردست توباشم
لحظه ی خوش دیدار
برچسب:
نویسنده: محمد ترلان
در وب رو باز کردم حواسم نبود یهو اندی پخش شد با اون صدای دلنوازش ...
سکته رو زدم...
برچسب:
نویسنده: محمد ترلان
فکرنکنی اگه بری زندگی بی رنگ می شه
حتی اگه دلت نخواداسم توتوقلب منه
چهره ی تویادم میادوقتی که بارون میرسه
امشب میخوام تاخودصبح برات دعاکنم
برای خوشبخت شدنت خداخداکنم
برچسب:
نویسنده: محمد ترلان
سلام به همگی!!!!
اهای اونایی که داداش یا اجیه کوچیک دارن و دارن میرن اول دبستان متن کتاب اول دبستان تغییر کرد!!!

برید ادامه مطلب تا ببینید خیلی باحال و خنده داره البته یکمیشو اینجا مینویسم تا واسه دیدن ادامش برید
ادامه مطلب!!!!
الفبا از پ ، و ، ل شروع میشه ،بابا دیگه آب نمیده چون اداره آب و فاضلاب آب رو قطع کرده ،دهقان فداکار پیر شده و دنبال چندر غاز مستمری از این اداره میره تو اون اداره، مرغا هورمون خوردن وخروس شدن، خروسا مامانی شدن برای مرغا عشوه میان و ناز میکنن، سن ازدواج مرغا بالا رفته دیگه تخم نمی کنند،چوپان دروغگو عزیز شده و کلی طرفدار داره، شنگول و منگول بزرگ شدن و گرگ شدن. مامانشونم دو سه روزیه رفته تایلند گیساشو ببافه...........ادامه ××××مطلب برو!!!!

تقدیم به شما دوستان گلم!!!!
برچسب:
نویسنده: محمد ترلان
باران رحتمی است که می بارد
برسنگلاخ قلب گنهکاری

برچسب:
نویسنده: محمد ترلان
بی توستاره هاراشمردن بیهوده ست.
بی توبه انتظارصبح نشستن تلخ ست.
بی توتمام کوچه هابن بست است.
هیچ میدانی چندبهاراست که توراندیده ام؟
چگونه بی توسرکنم وقتی نیستی؟

برچسب:
نویسنده: محمد ترلان


میگذرد روزی این شبهای دلتنگی ، میگذرد روزی این فاصله و دوری،
میگذرد روزهای بی قراری و انتظار ، میرسد همان روزی که
به خاطرش گذراندیم فصلها را بی بهار ، و از ترس اینکه بهم
نرسیم شب تا صبح را اشک می ریختیم.

برچسب:
نویسنده: محمد ترلان
تااینکه امروزپرپربهم زنگیدوگفت بعدازکلاس زبانت بیاخونمون منم قبول
کردم ته دلم امیدواربودم وقتی جلوی درمیحرفیم اون ازدرخونشون بیاد
بیرون.(اخه پروفاهمسایه ی دیواربه دیوارن )وارزوم تبدیل به حقیقت شد
وای خدایانمیدونم چراجرات نگاه کردن بهش رونداشتم.خیلی حول شده بودم.
اونم بهم نگاه نکردانگارمثه خودم جرات نداشت.حتی وقتی ازدرشون بیرون اومد
تامنودیدرفت توانگارلولوخرخره ام.اماحالاپشیمونم اه خدایاچرابهش نگاه نکردم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
حالاهم معلوم نیس کیه ببینمش.توفکربودم بایدتکلیفمومشخص کنم اینجورنمیشه.
برچسب:
نویسنده: محمد ترلان
یه روزکه نمیبینمت می میرم وزنده میشم.اخه توبامن چیکارکردی؟
که هروزعاشق ترمیشم.بدون تونمیتونم.تحمل ندارم.دلم میخوادبهت
برسم نمیدونم تاکیه بایدانتظاربکشم.تاکیه بایدبه توفکرکنم.چرانمیتونم
کنارت باشم؟خسته شدم عزیزم.
برچسب:
نویسنده: محمد ترلان
باچشای عاشقت بهم نگاه کنی وزمزمه واربهم بگی دوستم داری واومدی تاهمه ی ناراحتی هاروازقلبم بیرون کنی.ارزومه بهمم بگی عاشقمی وفقط به من فکرمیکنی ودریچه های
قلبت روفقط به روی من بازمیکنی.ارزوم اینه زیربارون منوتواغوشت بگیری وسرموروی
شونه هات بزارم وهق هق گریه هام باطنین زیبای بارون همصداشه.هردوتامون اینقدرتوی باروناقدم بزنیم وقلبهامون روازعشق هم پرکنیم تاقطره های بارون خیس خیسمون کنه.
ارزومه باتوباشم تااخردنیا.فکرنمیکنم بتونم هیچوقت هیچوقت فراموشت کنم.می خوام
همیشه پیشم بمونی.توفقط مال منی عزیزم.ودرنهایت ارزوم اینه دستاتودورکمرم حلقه
کنی ولباتوبه گونه هام نزدیک کنی وببوسیم ومن تااسمون هفتم پروازکنم.اونوقت خیلی
اروم خودمومحکم بهت بچسبونم وبگم خیلی دوستت دارم.خیلی.
برچسب:
نویسنده: محمد ترلان
بعد میاد خیلی مهربون بات رفتار میکنه....
پ ن:عاشقتم تپل
برچسب:
نویسنده: محمد ترلان
پ ن :برداشت ازاد کنید
برچسب:
نویسنده: محمد ترلان
PLEASE LIE AND SAY
.YES
برچسب:
نویسنده: محمد ترلان
مثل یک سیم گیتار
زیردست توباشم
لحظه ی خوش دیدار
برچسب:
نویسنده: محمد ترلان
در وب رو باز کردم حواسم نبود یهو اندی پخش شد با اون صدای دلنوازش ...
سکته رو زدم...
برچسب:
نویسنده: محمد ترلان